لکنت زبان را میتوان به عبارتی ساده اینگونه توصیف کرد: اختلال در روانی گفتار که باعث میشود گفتار فرد از حالت طبیعی خود خارج شود. 
لکنت زبان به چه دلایلی ایجاد میشود؟ در تشریح عوامل بوجود آورنده ی این اختلال نمیتوان به طور قطع اظهار نظر کرد اما در ذکر چرایی ایجاد این اختلال موارد مختلفی ذکر شده است از جمله: عامل جسمی، عامل عاطفی-روانی، عامل اجتماعی و یا ترکیب این عوامل.

در بیشتر موارد، شروع لکنت در خردسالی اتفاق می افتد و فرد از همان زمان با این اختلال دست و پنجه نرم میکند -که البته در اغلب اوقات این اختلال ناروانی طبیعی گفتار است و نه لکنت- و با بررسی آمارها متوجه میشویم که جنس مذکر در این اختلال نسبت به جنس مونث پیشرو است.

با این توصیف کوتاه به سراغ نقد اصلی میرویم.

در این مقاله قصد داریم تا نقدی داشته باشیم بر روش هایی که تحت عنوان درمان توسط متخصصان مربوطه انجام میشود و همچنین تحلیلی کوتاه از اثربخشی این روش ها.

 

همانگونه که در مقدمه ی بحث نیز عنوان شد، اختلال لکنت صرفا معلول یک عامل نیست و عوامل مختلفی در ایجاد آن نقش دارند. عواملی مانند عوامل روانشناختی، عوامل اجتماعی و عوامل بدنی.

در حال حاضر روش هایی که برای درمان این اختلال به کار گرفته میشود بیشتر روی جنبه ی فیزیکی تمرکز کرده اند و سعی دارند با حل این مشکل لکنت زبان را درمان کنند، برای مثال روی نقش تنفس و هماهنگی ارگان های مختلف در نظم دادن به الگوی تنفسی تمرکز میکنند، روی نقش دیافراگم در تنفس تاکید میکنند و بیشترین تمارینی که ارائه میشود نیز مربوط به بعد فیزیکی موضوع است و این درحالی است که نقش روانشناختی که بیشترین تاثیر را در روانی گفتار افراد دارد، نادیده گرفته میشود.

گرچه در تعریف لکنت باید مشخصه هایی وجود داشته باشد تا این برچسب به فرد زده شود اما میتوان نمونه ای کوچک ازین اختلال را در افرادی با گفتار کاملا طبیعی نیز مشاهد کرد. اگر دقت کرده باشید، شما نیز در مواجهه با یک موقعیت خاص که شرایط روحی شما را دچار اختلال میکند ممکن است دچار تپق زدن شوید. در حالی که شما یک فرد طبیعی از نظر گفتاری هستید!



بررسی یک روند و تحلیل ماجرا!
در کلینیک ها چه اتفاقی رخ میدهد!؟

مراجع پس از مراجعه به کلینیک و دریافت تمارینی که صرفا روی نحوه ی بیان با اتکا به عوامل جسمی و ارگان های بدن تاکید میکنند، بر روانی گفتارش افزوده میشود و این افزایش روانی در محیط کلینیک باعث میشود که فرد و همچنین درمانگر کار را تمام شده بدانند. اما این انتهای ماجرا نیست!

 و اما سوال اصلی! در اینجا این سوال مطرح است که چرا این فرد در کلینیک و در حضور درمانگر لکنتش به حدود صفر میرسد اما هنگام برقراری ارتباط خارج کلینیکی، نمیتواند این مشکل را حل کند!؟

چه اتفاقی رخ داده است!؟ آیا این فرد روش هایی را که قبلا برای کاهش لکنت به کار میبرد را فراموش کرده است!؟ جواب این سوال منفی است!

دلیل این امر این است که عامل روانشناختی در درمان لکنت نادیده گرفته شده است.

برای حل این بُعد ماجرا –که به مراتب مهمتر از بُعد فیزیکی است- باید ریشه یابی شود که فرد در چه موقعیت هایی لکنت میکند و آن موقعیت ها مدیریت شوند.
در این بُعد باید این سوالات پاسخ داده شوند:

  • فرد در چه موقعیت هایی لکنت میکند؟
  • آیا لکنت وی ناشی از عامل روان شناختی خاصی است یا صرفا در زمان های مشخصی از روز (مثلا بعدظهرها) لکنت فرد بیشتر میشود؟
  •  در چه موقعیت هایی لکنت فرد کاهش میابد؟ در اینجا بیشتر فرد ارتباطی مطرح است.

 

در این بحث با ذکر یک مثال به تشریح نهایی این دیدگاه میپردازیم:

فرض کنید فرد بزرگسالی پس از انجام دوره ی درمانی در کلینیک و کاهش چشمگیر لکنت-در کلینیک- باز هم در موقعیت هایی لکنت میکند. در اینجا باید آن موقعیت بررسی شود. برای مثال اگر وی هنگام مواجهه با کارفرمای خود به شدت لکنتش افزوده میشود، باید طرح درمانی بر مبنای این موقعیت پایه ریزی شود. جنبه ی روانشناختی موضوع اینجا خود را بروز میدهد، بنابراین، این جنبه -ونه صرفا جنبه ی فیزیکی درمان- باید حل شود تا لکنت فرد کاهش یابد.

همانطور که دریافتیم، لکنت صرفا یک اختلال فیزیکی نیست و بالطبع با روش هایی که روی عوامل جسمی تکیه دارند نیز درمان نخواهد شد. بنابراین در درمان این اختلال، همواره باید روی بعد جسمی و روحی تاکید شود.

 تمامی مطالب ذکر شده در وبلاگ رساگو، توسط متخصصین این تیم -شامل «کارشناسان گفتار درمانی، کارشناسان روان شناسی و کارشناسان کاردرمانی»- نگارش و تالیف شده است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است.