عده ای از دانش آموزان، علی رغم اینکه هوشبهر مناسبی دارند و در همه ی زمینه ها از جمله؛ عملکرد عاطفی، عملکرد اجتماعی و سایر جنبه های رشدی مانند هم سالان خود عمل میکنند، در درس های خاصی مثل ریاضیات و دیکته (بنویسیم) ضعیف عمل میکنند. حال سوال اینجاست که علت این امر چیست!؟ چرا این دانش آموزان در این زمینه ها خوب عمل نمیکنند!؟
در این مقاله قصد داریم شما را با اختلالی که منشا این مشکلات است آشنا کنیم.

برطبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) «اختلالات یادگیری» به ضعف ماندگار در خواندن، نوشتن و مهارت های ریاضی گفته میشود. نمرات دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری در خواندن، نوشتن و ریاضی نسبت به بقیه دانش آموزان کمتر است.

کودکانی که مبتلا به اختلالات یادگیری هستند فاقد ضایعات مغزی یا نقص عصبی هستند. این کودکان دارای بهره هوشی در حد نرمال هستند و فقط در حوزه های ذکر شده مشکل دارند. شیوع اختلالات یادگیری در آمریکا در سال 2014 در حدود 7.5 درصد در بین افراد 3-17 ساله می باشد که این آمار نشان دهنده ی وسعت این اختلال در جامعه ی پیشرفته ای مانند آمریکا و امکان تعمیم آن به کشور ما میباشد.

 

علت این اختلال چیست!؟

تا کنون هیچ مرجعی نتوانسته علت قطعی این اختلالات را مشخص کند و به همین دلیل نظریه های مختلفی در توضیح علل آن شکل گرفته است که به اختصار پنج مورد از آن ها را توضیح می دهیم:

 

  1. نظریه غالب بودن یک طرف مغز

مغز انسان از دو نیمکره تشکیل شده که هر نیمکره مسئول کنترل اعمال خاصی میباشد. مثلا نیمکره ی سمت راست مسئول مهارت های غیرکلامی، موسیقی و ریاضی است و نیمکره ی سمت چپ مسئول مهارت های کلامی میباشد. بر طبق این نظریه یک طرف مغز باید بر طرف دیگر غالب باشد تا عملکرد فرد طبیعی باشد و علل ایجاد اختلالات یادگیری غالب نبودن یک طرف مغز است.

 

  1. نظریه مشکلات توجه و تمرکز

طرفداران این نظریه مشکلات در دامنه توجه و تمرکز را علل ایجاد اختلالات یادگیری میدانند.

 

  1. نظریه پردازش اطلاعات

در این نظریه بر نقش حواس، پردازش، درک و حافظه در یادگیری تاکید میشود و اعتقاد بر این است که علت اصلی اختلالات یادگیری ضعف در مهارت های فوق الذکر میباشد. کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری دارای ساختارهای حسی (چشم، گوش و ...) طبیعی و سالمی هستند و اختلال در عملکرد این کودکان مربوط به پردازش و درک حس آنها میباشد.

 

  1. نظریه تاخیر در رشد

طبق این نظریه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری فاقد نقصی در ساختار مغز و اعصاب، حواس، پردازش، ادارک و حافظه میباشند. یعنی آن ها کاملا شبیه کودکان سالم هستند فقط عملکرد آن ها در بعضی حوزه ها در سطح کودکان کوچکتر از آن هاست.

 

  1. نظریه ضایعات خفیف مغز

این نظریه بر ضایعات و آسیب های خفیف مغز، عدم تکامل و نابالغ بودن اعصاب به عنوان علل ایجاد اختلالات یادگیری تاکید دارد.

 

نتیجه گیری:

علت اختلالات یادگیری هرچه که باشد، وظیفه ی والدین را تغییر نمیدهد. شما به عنوان والدین این کودکان باید تا حد ممکن پیگیر درمان این مشکل باشید. در این خصوص کارشناسانی وجود دارند که میتوانید با مراجعه به آنها تا حدود زیادی این مشکل را مرتفع سازید. نکته ی مهم در پیگیری این موضوع این است که تا حد ممکن فشار روانی را از دوش کودک خود بردارید و هیچگاه او را به خاطر این مشکل سرزنش نکنید. زمان همه چیز را حل خواهد کرد.

این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که هیچ چیزی مهمتر از سلامت روانی کودک شما نیست، عزت نفس کودکتان را زیر پا نگذارید. حتی اگر در چند درس ضعیف عمل کرد، دلیل بر این موضوع نیست که در آینده نیز فرد ضعیفی در جامعه باشد.

 

تمامی مطالب ذکر شده در وبلاگ رساگو، توسط متخصصین این تیم -شامل «کارشناسان گفتار درمانی، کارشناسان روان شناسی و کارشناسان کاردرمانی»- نگارش و تالیف شده است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است.