اوتیسم چیست!؟ دقیقا به چه کودکانی اوتیستیک گفته میشود!؟ آیا درمان قطعی برای این اختلال وجود دارد!؟

اگر هر یک از سوالات بالا، سوالی است که ذهنتان را درگیر کرده، با مطالعه ی این مقاله ی کوتاه میتوانید اطلاعات مفیدی کسب کنید.

اوتیسم در لغت به معنای "در خود مانده" است، یعنی کسی که با جهان مادی قطع ارتباط کرده و در خودش فرو رفته است. آمارهای متفاوتی از شیوع این بیماری در دنیا منتشر شده که اصلی ترین دلیل در تفاوت و تناقض بین آمارها، معیارهای تشخیص متفاوت در اقصی نقاط جهان و حتی بین منابع علمی است.
اما معیارهای تشخیصی این اختلال طبق مراجع ذی صلاح چیست!؟ از زمان های گذشته تا به امروز معیارهای تشخیصی این اختلال بارها عوض شده است، گاهی مواردی اضافه و گاهی مواردی حذف شده است. در جمع بندی منابع مختلف، معیارهای زیادی را میتوان یافت که سبب برچسب زنی اوتیسم به فرد میشوند، برای مثال، در مواردی از این منابع، برای برچسب زدن این اختلال به ارتباط چشمی، حالات بدنی غیرطبیعی فرد و ضعف مهارت های زبانی و گفتاری نیز تکیه کرده اند.

حال اگر بنا باشد اصلی ترین معیار تشخیص اوتیسم را "راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی" یا همان DSM در نظر بگیریم، باید به جدیدترین نسخه ی آن که نسخه ی شماره 5 است مراجعه کنیم.

طبق این راهنما، فرد اوتیسم در 2 حوزه ی ارتباطی و رفتاری مشکل دارد.

  1. ارتباط و تعاملش با دیگران طبیعی نیست و در این حیطه نقص شدید دارد.
  2. رفتارهایی از خود بروز میدهد که پایه ی تکراری و محدود دارند.

بنابر آن چه گذشت، اگر فردی در این 2 حوزه نقص فاحشی داشته باشد، برچسب اوتیسم را دریافت میکند و اگر در این 2 حوزه، طبیعی باشد دیگر برچسب اوتیستیک بودن را دریافت نمیکند؛ حال چه این فرد در مهارت های کلامی نقص داشته باشد، چه نداشته باشد. چه سطح زبانش عادی باشد و چه تاخیر داشته باشد، چه مشکلات حسی داشته باشد و چه نداشته باشد. در حقیقت معیار برای برچسب زنی فقط آن 2 مورد بالاست.

حال بپردازیم به سوال اصلی؛ آیا برای این اختلال درمان قطعی وجود دارد!؟

اوتیسم اختلالی است که به شدت روی تمامی جنبه های رشدی و روانی فرد تاثیر میگذارد، تصور کنید کودکی که از 2 سالگی تا 8 سالگی هیچگونه ارتباطی با محیط اطراف نداشته است، دائما برای فرار از محرک های آزاردهنده ذهنش را منفعل نگاه داشته است، با رفتارهای اشتباه و درمانهای غیرمعقول تحت فشار روانی قرار گرفته است، آیا میتواند در 20 سالگی عملکردی مانند یک فرد طبیعی -از نظر رشد مهارت های زبانی و اجتماعی- داشته باشد!؟ بدون شک جواب خیر است، زیرا این کودک در دوران طلایی رشد، علاوه بر اینکه درخود مانده بوده و محرکی دریافت نکرده است، به کرات آزار دیده و تحت فشار قرار گرفته است.

اما یک نکته ی اساسی در این بحث مطرح است. طبق آخرین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اگر فردی در ارتباط نقص نداشته باشد، دیگر اوتیسم نیست، حال آنکه ممکن است عوارض این اختلال سالها در وی باقی بماند و جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین؛ مشکل اوتیسم یا درخودماندگی فرد قابل درمان است، اما آن چیزی که غیرقابل جبران است -یا حداقل جبران آن بسیار زمانبر و طاقت فرسا است-، عوارض این اختلال و دوران طلایی ای است که فرد در خود مانده بوده و از دریافت هرگونه محرک محیطی امتناع میورزیده است.

در مقالات بعدی به علل امتناع فرد از دریافت محرک های محیطی و ترجیح بر درخودماندگی میپردازیم.

 

تمامی مطالب ذکر شده در وبلاگ رساگو، توسط متخصصین این تیم -شامل «کارشناسان گفتار درمانی، کارشناسان روان شناسی و کارشناسان کاردرمانی»- نگارش و تالیف شده است. انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است.